گروهى از راويان حديث از جمله حاكم نيشابورى در كتاب مستدرك خود از قول عمر بن خطاب روايت كنند كه ، آدم هنگامى كه دچار آن لغزش گرديد، عرض كرد:
پروردگار! از تو مى خواهم كه به حق محمد و آل محمد مرا ببخشى . خداوند سبحان فرمود: اى آدم ! تو محمد را چگونه شناختى در حالى كه من هنوز او را نيافريده ام ؟
عرض كرد: پروردگارا! هنگامى كه مرا به دست قدرت خود آفريدى ، و از روح خودت در من دميدى ، سر كه برداشتم ديدم بر ستونهاى عرش نوشته شده : الا الله الا الله محمد رسول خدا الله . پس دانستم كه تو نام كسى جز محبوب ترين آفريده ات را كنار نام خود قرار نمى دهى .
خداوند فرمود: راست گفتى اى آدم ! او محبوب ترين آفريده هاى من است . مرا به حق او بخوان كه تو را بخشيدم . و اگر محمد نبود تو را نمى آفريدم .
اين حديث را طبرانى نيز در كتاب خود آورده و بر آن افزوده : و او آخرين پيامبر نسل توست .
و در تفسير اين آيه شريفه :
و لما جاء هم كتاب من عندالله مصدق لما معهم و كانوا من قبل يستفتحون على الذين كفروا فلما جاء هم ما عرفوا كفروا به فلعنه الله على الكافرين
و هنگامى كه از سوى خدا كتابى به سويشان آمد كه تصديق كننده كتاب آنان است ، و آنها خود پيش از اين - به نام آورنده آن - بر كفار پيروزى مى جستند. حال كه همان شناساى ايشان به سويشان آمده به آن كافر شدند. پس لعنت خدا بر كافران باد.
محدثان و مفسران در تفسير اين آيه روايت كرده اند كه : يهود مدينه و خيبر پيش از بعثت هرگاه با همسايگان عرب و مشرك خود از قبيله اوس و خزرج و غير ايشان ، مى جنگيدند، به نام رسول خدا صلى الله عليه و آله كه در تورات يافته بودند بر آنان پيروزى مى جستند و پيروز مى شدند و عليه كفار دعا مى كردند و مى گفتند: پروردگارا! به حق نبى امى از تو مى خواهيم كه ما را بر آنها پيروز گردانى . يا مى گفتند: پروردگارا! به نام نبى خودت ما را بر آنها پيروز گردان .
اما هنگامى كه كتاب خداوندى ، قرآن كريم و تصديق كننده تورات و انجيل به وسيله كسى كه او را به خوبى و بى ترديد مى شناختند، يعنى محمد، به سويشان آمد، بدان كافر شدند، زيرا او از بنى اسرائيل نبود.
منبع : کتاب توسل به پیامبر خدا و تبرک به آثار ایشان / علامه سید مرتضی عسگری